تبليغاتX
بازنويس
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

ژن عصبانیت مردان شناسایی شد

پزشکان با انجام مجموعه آزمایشهای بالینی توانستند ژن عصبانیت را در مردان شناسایی کنند.

مردان عصبانی و پرخاشگری که تا کنون یکبار رفتار خشونت‌آمیز همراه با ضرب و جرح انجام داده‌ و زندان را تجربه کرده‌اند در بدنشان این ژن را به همراه دارند.

این آزمایش بر روی دویست هزار پسربچه و مرد 5 تا 45 ساله که در روز بیش از سه بار رفتار خشونت‌آمیز بروز می‌دهند انجام و منجر به شناسایی ژن عصبانیت و پرخاشگری شده است.

پزشکان بر این باورند با شناسایی این ژن والدین می‌توانند پیش از تولد فرزندان‌ پسرشان ژن عصبانیت و پرخاشگری را اصلاح کنند تا شدت بروز خشونت و جرم را در زندگی آینده جوانانشان کاهش دهند.

 منبع :مهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:31  توسط | 

مردان دو برابر زنان دروغ مي‌گويند

نتايج يک پژوهش جديد که در روزنامه انگليسي ديلي إکسپرس منتشر شده است، نشان مي دهد که مردان در روز دو بار بيشتر از زنان به همکاران ، مديران و همسران خود دروغ مي گويند.مردان تقريبا شش بار در روز يعني 42 بار در هفته و دو هزار و 184 بار در سال دروغ مي گويند.اين در حالي است که زنان تقريبا سه بار در روز يعني 21 بار در هفته و يک هزار و 92 بار در سال دروغ مي گويند.

بر اساس اين پژوهش از هر پنج شرکت کننده ، چهار تن تاکيد کرده اند که قادرند به راحتي دروغ طرف مقابل را تشخيص دهند.در همين حال 25 درصد از افراد متاهل اعتراف کرده اند که به دليل دروغ گويي با همسران خود مشاجره کرده اند و هفت درصد نيز گفتند که دروغ گويي منجر به جدايي و طلاق آنان از همسرانشان شده است.

بر اساس نتايج پژوهش مذکور ، بيشترين دروغ هاي مورد استفاده آقايان عبارات: «هيچ مشکلي نيست ،‌ من خوبم» ، «اين لباس برازنده توست» و «به خاطر ترافيک دير کردم» عنوان شده است.در مقابل بيشترين دروغهاي زنان عبارتند از: «اکنون قادر نيستم سرم درد مي کند» ، «نتوانستم جواب تلفن را بدهم ، چون شارژ موبايلم تمام شده بود» و «الان توي راه هستم» ذکر شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 4:54  توسط | 

مولانا: نارضايتی دليل بحران نیست

پرفسور مولانا، استاد روابط بين الملل با بيان اين مطلب که نارضايتي در تمام دنيا وجود دارد، گفت: نارضايتي ها نمي تواند دليل بحران در يک جامعه باشد. پروفسور حميد مولانا بعداز ظهر پنجشنبه در مصاحبه تلويزيوني با شبکه 3 سيما به بررسي حوادث اخير بعد از انتخابات دور دهم رياست جمهوري پرداخت. وي با تاکيد بر اينکه نارضايتي هايي مانند گراني و بيکاري نمي تواند دليل بحران باشد، افزود: اين نارضايتي ها در تمام دنيا وجود دارد و منجر به بحران نشده است ولي دست هايي در کار بود که مي خواستند اين نارضايتي ها را در کشور دلايل بحران معرفي کنند.

استاد روابط بين الملل با اشاره به انقلاب هاي مخملي در اروپاي شرقي، گفت: اين انقلاب ها دو ويژگي مهم داشتند. يک ويژگي آن که بعد داخلي داشت نارضايتي مردم از نظام کمونيستي بود و بعد ديگر آن که بعد خارجي اين انقلاب ها بود که غرب به دنبال فرصتي براي تحت نفوذ قرار دادن بلوک شرق مي گشت.
وي افزود: در جريانات اخير بعد از انتخابات دور دهم رياست جمهوري با اين که از عبارت انقلاب مخملي استفاده شد، اما بيشتر به دنبال ايجاد بحران از طريق اين شيوه بودند و به دنبال تغيير اساسي در نظام و قانون اساسي نبودند چرا که فاکتور اول آن که نارضايتي مردم از نظام باشد، براي آنها فراهم نبود و همچنين نظامي جايگزين نظام فعلي مطرح نشد.
مولانا وجود نظام مردم سالاري در 30 سال گذشته انقلاب اسلامي را يکي از دلايل رضايت مردم دانست و گفت: انقلاب ها در جوامعي صورت مي گيرد که فرد يا گروهي مشخص و به صورت ديکتاتوري بر ارکان نظام حکومت کنند و مصاديق اين حکومت ها کمونيسم در اروپاي شرقي و حتي وجود فردي مانند صدام در عراق بود.
اين استاد روابط بين الملل در پاسخ به اين سوال که منظور رييس جمهوري آمريکا از عبارت تغيير در ايران چه بوده است، گفت: منظور غربي ها تغيير از وضعيت فعلي به وضعيت موافق آنها بوده و آنها تنها تغيير در دولت را دنبال نمي کردند ولي به هر حال يکي از شيوه هاي آنها استفاده از لغات مبهم است همانطور که در اروپاي شرقي براي رسيدن به پيروزي از لغت جامعه مدني استفاده کردند.
مولانا در پاسخ به اين سوال که وظيفه اصلي نخبگان سياسي در کشور چيست؟، گفت: وظيفه اصلي نخبگان حفظ نظام و قانون اساسي کشور است و اگر آنها جايگاه خود را در نظام تشخيص ندهند، سقوط خواهند کرد.
وي افزود: اصولا اين نظام است که کمک مي کند برخي نخبه شوند و نخبگان بايد به اين مساله توجه کنند و خود را از نظام بدانند چرا که راي مردم به آنها به خاطر نظام است و اگر با نظام مخالفت کنند همانطور که بر سر کار آمدند همانطور هم توسط مردم خلع خواهند شد.
مولانا با مقايسه انتخابات رياست جمهوري دهم در ايران و انتخاب بوش در آمريکا گفت: در انتخابات رياست جمهوري دهم در ايران اختلاف راي دو کانديدا چند ميليون بود در صورتي که در آمريکا بين بوش و الگور اختلاف راي در حدود 600 راي بود، اما طبق سنت آمريکا که بر اساس آن تبديل به ايالات متحده شده تمام نخبگان بايد براي حفظ نظام کار بکنند و ديديم که اين دو کانديدا در چارچوب قوانين اختلافات خود را حل کردند در صورتي که بستر براي يک بحران در آمريکا ايجاد شده بود.
اين استاد دانشگاه با بيان اين که انتقادهاي نخبگان بايد سازنده باشد، افزود: انتقادات بايد نظام را به جلو پيش ببرد و حتي اگر پيشنهادي بر قانون اساسي کشور هم باشد بايد از راه قانوني و از طريق رسانه ها و گفتمان مطرح شود.
مولانا با انتقاد از سياست برخي رسانه هاي غربي گفت: ما نمي توانيم تصاوير و انگاره هايي که اين رسانه در معرض نمايش مي گذارند را به عنوان يک استاد دانشگاه دريافت و مبناي حرکت خود را بر اساس آنها قرار دهيم بلکه همه مي دانند که اين شبکه ها براي تبليغ و رسيدن به اهداف سياسي خود بوجود آمده اند.
وي برخي مشکلات اجتماعي جامعه را ناشي از تجدد گرايي و غرب گرايي دانست و گفت: ما بايد به دنبال حل اين مشکلات باشيم و ببنيم ديگران چه شيوه هايي را براي حل اين مشکلات انتخاب کرده اند و به بررسي آنها بپردازيم
+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 18:36  توسط | 

در نمایش‏نامه‏ی زندگی، من بازی نمی‏کنم به بازی گرفته می‏شوم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:13  توسط | 
بیانیه جدید میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران

"بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسوولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.

سی سال پیش از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.

آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌کند، بلکه استحکام می‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.

من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.

اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانون‌گریزی پیش‌بینی کرده بودیم به صریح‌ترین شکل ممکن و در نزدیک‌ترین زمان تحقق یافت.

استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاش‌هایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، که انباشت‌شان می‌تواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسوولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌کنند.

اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.

اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسوولیت آن را پذیرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که این رسیدگی‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.

از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است.

اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یک هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت‌های مردمی به فرافکنی بپردازد و مسوولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.

اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یک همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.

ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند و صدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکنیم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی"

 منبع : قلم نیوز

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 14:47  توسط | 

به دشت نبرد دوباره نگاه کن، بازی را مرور کن. همه‏ی سوارانت بر خاک افتاده‏اند. تو مانده‏ای و نمی‏دانی پرچم پیروزی را برای که تکان دهی، پیروزی به چه ارزشی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 11:47  توسط | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 9:52  توسط | 

قسمتی از دست نوشته‌های مهاتما گاندی

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو يا شیطان‌صفت باشم 

من می توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،

من می‌توانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،  

چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است  

و تو هم به یاد داشته باش :

من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام، 

تو را دیگرى باید برایت بسازد و  

تو هم به یاد داشته باش  

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است ،

تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى  

و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه  

ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى .

می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.  

می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،  

چرا که ما هر دو انسانیم.  

اين جهان مملو از انسان‌هاست ،  

پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.  

تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حكمی صادر كني و من هم،  

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.  

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،  

حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،  

دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،  

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،  

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى،

من قابل ستایشم، و تو هم.

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد

به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى  

همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،  

اما همگى جایزالخطا.  

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،  

و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است

...

جمله روز : از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:48  توسط | 

 باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید» عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی" اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.

علت این که هفت سین به راستی هفت سین است، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:

- عدد هفت در قدیم:
مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ایام هفته هفت روز است.

- هفت از نظر مذاهب:
به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد. عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.

- هفت در آئین مسیح:
هفت معجزه، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است، به نظر فرقه کاتولیک، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.

- هفت در اسلام:
آسمان هفت طبقه دارد. فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد. گناهان اصلی هفت عدد است. پیش از اسلام در بین اعراب، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است. هفت نفر قاری قرآن معروف بودند، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است.

- هفت در تصوف:
هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب 2)عشق 3)معرفت 4) استغنا 5)توحید 6) حیرت 7)فنا

مولوی می گوید: هفت شهر عشق را عطار گشت ......... ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

- هفت در تاریخ:
همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش، هفت نقش ملاحظه می شود. جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است. هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.

- معابد هفت طبقه:
در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

- سفره هفت سین:
در کشورهای مختلف هفت سین‌های متفاوتی پهن می‌شود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به جای هفت سین، هفت شین پهن می‌کنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:

سبزه: نماد خرمی و نو زیستی
سرکه: نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )
سمنو: نماد خیر و برکت
سیب: نماد مهر و مهرورزی
سیر: نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)
سماق: نماد مزه زندگی
سنجد: نماد حیات و بزر حیات
• سپند: (اسفند)

در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی‌های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران و آینه، قرار دهند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 10:57  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو
درباره وبلاگ


شریف ترین دلها دلی است که
اندیشه آزار کسان در آن نباشد
...........زرتشت ............
--------------------------------------

-------------------------------------
بازنویس ، بازنویس است.





پیوندهای روزانه
_نیروانا:(وقتی ۳۰ ساله شدم مبهوت بودم )
_انجمن ايرانيان باستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
--کشف شخصیت درونی از طریق ایمیل!
--فرهنگ اصطلاحات يک زن
--یکی پیدا نمیشه یه دستمال به من بده؟؟
--آوازهای عاشقانه لمورها برای انتخاب شریک زندگی !
--معماری مغز زنان و مردان متفاوت است
--ازدواج با ربات های همسر ٬ قانونی می شود!!
--همسر آينده ام !
--بدترین کشورهای هر منطقه برای زیستن زنان
--هم اتاقی.........قندان
--چگونه تکنولوژی ما را تغییر میدهد.
-طنز:دستور العمل خاموشی های تهران در مناطق 22 گانه
--فاصله طبقاتی و دیگر هیچ...
--خوشگذراني در خيابان هاي تهران!
--فتوکاتور( نمایشگاه مطبوعات)
--مانور جدید امنیت و ...ناجا از دید بی بی سی
--کاریکاتور شب یلدا!
--کشف حجاب در کوه های شمال تهران
--معادل‌سازي براي اصطلاحات IT
--ضد فمینیست ! : زندان زندگی !
--كليدی ترين كلمه جستجو شده در سال 2008
--فرهنگ لغت : عدالت
--عجیب ترین شکایات مطرح شده در آمریکا
--شن و سنگ
ولنتاین به ما ایرانی ها چه ربطی داره؟؟
مرد مهربون
گزارش تصویری
پیوندها
هر آنچه شما بخواهید در هر مورد
دل نوشته های یک گرافیست
اخبار و رويدادهاي جنجالی
نون و خودنویس(صبرینا)
اطلاع رسانی،ارتباطات
انجمن ايرانيان باستان
بي سرزمين تر از باد
زیبا ترین زن دنیا
هنرنويسندگي
روزهای برفی
ترانه ی باران
صاحب نظر
گفتار نیک
ایکاروس
زمستون
پاراگراف
پند روز
"HKF"
نیروانا
تلنگر
پرانتز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


جدیدترین قالبهای بلاگفا

 
/Profile/